شاهدان شهید ... بچه های آسمان
زندگینامهٰ وصیت نامه وخاطرات شهداء
نوشته شده در تاریخ سه شنبه ۱۵ دی۱۳۹۴ توسط خادم الشهداء
افسران -
 
شهید مدافع حریم اهل بیت(علیهم السلام)، حمیدرضا اسدالهی یک روز مانده به اعزام به مناطق جنگی سوریه، در حرم امام رضا(علیه السلام) دست به قلم برد و وصیت نامهٔ خویش را در محضر امام(علیه السلام) نوشت.

متن بخشی از وصیت نامهٔ شهید اسدالهی به شرح زیر است:

صحبتی با امام مهدی (عج)

در ابتدا صحبتی با سید و مولایم امام زمان (عج) دارم، ای سید و مولایم! آقاجان! از تو ممنوم به خاطر تمام محبت‌هایی که در دوران دنیا به من ارزانی داشتی و شرمنده ام که شاکر این همه نعمت نبودم، اما امید به رحمت و کرم این خانواده دارم و با این امید زنده ام.

گرچه برای تربیت شدن و سرباز تو شدن تلاشی نکرده ام، اما به آن امید جان می‌دهم که در آن روز موعود که ندا می‌دهند از قبرهایتان بیرون آیید و به یاری مولایتان بشتابید، من هم به اذن مولایم در حالی که شمشیر به کمر بسته ام، از قبر بیرون آمده و پای رکاب شما سربازی کنم، آرزوی بزرگی است، اما آرزو بر جوانان عیب نیست.

در دوران زندگی ام سعی کردم هیچ موضوع شخصی و دنیایی را از شما نخواهم و شما را قسم ندهم، اما الان در حرم جدتان امام رضا(علیه السلام) شما را به مادرتان قسم می‌دهم که همهٔ جوانان این انقلاب اسلامی و در آخر این حقیر عاصی را برای نصرت خودتان تربیت کنید و برای سربازی خودتان به کار گیرید.

آقاجان! به من می‌‌گویند تو زن و بچه داری، چرا به جهاد می‌روی؟ آقاجان! مگر من برای همسر و فرزندانم چه کرده ام؟ هرچه بوده از لطف و عنایت شما بوده است. آقاجان! برخی نمی‌دانند وقتی من از تو جدا شدم، آن روز باید نگران من شوند و ان‌شاءالله که آن روز را نبینند.

من، همسر و دو فرزندم خودمان را سربازانی در پادگان تو می‌دانیم، حال یکی از این سربازان عزم مأموریت دارد و مشکلی پیش نمی‌آید؛ چون فرمانده بالای سر خانواده هست و فقط باید مواظب باشیم تا از این پادگان اخراج نشویم، آقاجان! تو کمک مان کن، زندگی چقدر شیرین می‌شود وقتی که پادگان تو شود و این زندگی همان بهشت است.

صحبتی با نائب امام زمان (عج) و ولیّ امر مسلمین

رهبر عزیزم! از آن روز که اندک شناختی به جایگاه شما پیدا کردم و روز به روز این شناخت بیشتر شد، مسئولیت هم نسبت به شما بیشتر شد. این را فهمیدم که در نظام الهی رفتار در قبال شما، همان رفتار در قبال امام زمان (عج) است و این را فهمیدم که مجوز شفاعت اهل بیت(علیهم السلام) نسبت به من، در رضایت شما است، آقاجان! اگر رضایت شما نباشد، خدا و امام زمان(عج) هم از من راضی نیستند. می‌دانم که سرباز خوبی برای شما نبودم، اما سعی داشتم که هم خود و هم خانواده ام نسبت به اوامر شما مطیع باشند.

از آن روزی که شنیدم رضایت شما بر آن است که سوریه نباید سقوط کند، خواستم من هم سهمی برای اجرای این فرمان داشته باشم و حال که توفیق جهاد در این عرصه قسمتم شده است، خدا را شاکر هستم و از خدا می‌خواهم که در این عرصه مؤثر و مفید باشم.

رهبر عزیزم، لبیک به فرمان شما همان تکبیر حج است، همان لبیک به رسول الله (صلوات الله علیه و آله) و همان لبیک یا حسین است و این را امام بزرگوار به ما یاد داد، چون ولایت فقیه همان ولایت رسول الله(صلوات الله علیه و آله) است. برایم دعا کنید و از من راضی باشید.

وصیتم به مسلمانان و مستضعفان

برداران و خواهران! انقلاب اسلامی یک پدیدهٔ تاریخی و یک اتفاق اجتماعی نیست. این انقلاب یک انقلاب الهی و نورانی است. این انقلاب فقط متعلق به یک قشر خاص و ملت نیست، نه؛ انقلاب اسلامی موهبتی الهی است که خدا در این دنیا به بشریت ارزانی داشته. انقلاب اسلامی مقدمهٔ همان حیات طیبه ای است که انبیاء و رسولان و تمام ادیان توحیدی به دنبال آن بودند.



طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: شهدا، شهید حمیدرضا اسداللهی، مدافع حرم، شهدای مدافع حرم،
نوشته شده در تاریخ جمعه ۱۱ دی۱۳۹۴ توسط خادم الشهداء

آلبوم تصاویر شهید علمدار ، شهید علمدار در قاب تصویر ،عکسهای شهید علمدار

.. به همه شما وصیت می كنم، همه شمایی كه این صفحه را می خوانید، قرآن را بیشتر بخوانید، بیشتر بشناسید، بیشتر عشق بورزید، بیشتر معرفت به قرآن داشته باشید، بیشتر دردهایتان را با قرآن درمان كنید، سعی كنید قرآن انیس و مونستان باشد، نه زینت دكورها و طاقچه های منزلتان.

شیعه ها! مسلمونا! حزب اللهی ها! بسیجی ها! و... نگذارید تاریخ مظلومیت شیعه تكرار شود. بر همه واجب است مطیع محض فرمایشات مقام معظم رهبری كه همان ولایت فقیه می باشد، باشند. چون دشمنان اسلام كمر همت بستند تا ولایت فقیه را از ما بگیرند شما همت كنید، متعهد و یكدل باشید تا كمر دشمنان بشكند و ولایت فقیه باقی بماند.

... زمانی كه زیر تابوت مرا گرفتید و به سوی آرامگاه می برید تا می توانید مهدی (عج) و فاطمه (س) را صدا بزنید . تنها امید من كه همان دستمال سبزی است كه همیشه در مجالس و محافل مذهبی همراه من بوده، به اشك چشم دوستانم متبرك شده است روی صورتم بگذارید .




طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه، شهید علمدار، سیدمجتبی علمدار،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه ۱۲ آذر۱۳۹۴ توسط خادم الشهداء

همه ی ما آدم های ضعیف و پر ادعا یک روزی چشم به جهان گشودیم، شاید در آن لحظه چه قدر هراسان بودیم و بیمناک. گریه هم می کردیم. در جدایی محیط رحم، اشک می ریختیم و حتی جیغ می کشیدیم. هراسان و وحشت زده بودیم. بعد، انس گرفتیم و با دنیا دل بستیم. قلب هایمان با هم ارتباط پیدا کرد. محکم شد انگار با یک طناب ضخیم به هم بسته شدند. با همه ی ظاهرش دوست شدیم. رفیق مخلص. بعضی جاها اون نامردی می کرد اما ما هم چنان صادقانه پیوند رفاقت را محکم تر می کردیم. به جای این که پند بگیریم . بارها بهترین عزیزانمان را ازاما گرفت. همان هایی که قبل از ما باهاش دوست بودند، اما درس نگرفتیم. بارها قصد جان خودمان را کرد. اما کجاست پند گیرنده؟

در همین رفاقت ها ندایی طنین افکند. بدنمان را لرزاند. صدا از یک منبع نور می آمد. مطلق نور. چه قدر زیبا بود. دلپذیر و دلنشین. خیلی بیشتر از دنیا جذب شدیم. حرف های خوبی می زد. خوبی اش به این بود که هر چه می گفت، راست می گفت. حقیقت را می گفت . می گفت: تو خیلی والاتر و برتر از این ها هستی. عظمت و مقامت به این چند سال نیست. اندازه اش نمی شه، جای نمی گیره، تو از اون بالاهایی. اونجاها که الان مغزت خطور نمی کنه. تو از آن کمال مطلق هستی. این دوستت بد دوستیه. اگر باهاش دوست شدی از تو می بُره. اما اگر پشت بهش کردی، بهت رومی آره.

تازه این تموم می شه. هیچ کدام از مظاهر دلفریبش را بقایی نیست. اونا تمام می شه، پایان می پذیره. باید آن قدر سختی بکشی، ناراحت بشی، تا چند لحظه ای لذت ببری و بعد هم زود در آن، پایان می گیره، تموم می شه. خیلی جاها هم بهش نمی رسی. خیطت می کنه و به ریشت می خنده. مسخره ات می کنه، اما تو باز با صداقت به دنبالش می ری.

از همه مهم تر یک لحظه تمام می شوی، می گویند پایان عمرت شده و تو حیران و سرگردان که چقدر دنیا نامرده، بعد از این همه رنج و لذت، هیچ نچشیده ای مثل یک شب تموم شد !

می گفت: این همه عظمت ها و خلقت ها مسخّر توست. برای توست. از اون اتم با چرخشش، تا کهکشان با گردشش. از اون سلول کوچک اما پر از عجایب، تا اتحادشون و یک سیستم عجیب تر با تمام عظمت ها و عجایب و خلقت ها از آنِ توست.

آیا خلقت اجازه می دهد با اون مقام رفیعت به عظمت هایی که می تونی برسی؟ به خالق تمام این ها که می تونی برسی؟ دلت را به این چند سال خوش می کنی؟ جایگاه تو آن قدر والاست که می تونی مثل خدا بشی. از همه بهتر و والاتر، می تونی بگی"کُن فیکون ". این قدر والایی که می تونی همه ی پرده ها را بگشایی؛ پرده های غیب، محیط بشی به همه چیز؛ انگار که جدایی؛ چرا که با خدایی؛ وصل به الهی .

راست می گفت: بارها دل از دنیا می کندیم و طریق می پیمودیم، اما بازغافل می شدیم، چرا غفلت؟؟ با این همه نور؟؟ توی دستوراتی که داده بود؛ تا آدم بشیم؛ یک کلمه خیلی جلب نظر می کرد؛جهاد و بعد هم شهادت. عزم جهاد تمام بندهای تنمان را می گسست؛ زنجیرها را پاره می کرد، آلودگی هامون را پاک می کرد.جهاد ما را با سرعت؛ سیر می داد. می فرستاد اون بالا و بعد در یک لحظه شکفته می شد و انفجاری خونین صورت می گرفت و ما را در یک آن؛ می گسلاند و به اُعلی پیوند می زد.

آن وقت دیگه محو بودیم در کمالات خدا. چرا که شهادت" لقاء الله" است . پیر مرشد ما، راه را بر ما روشن ساخت، تکلیف را معیّن کرد. تنها وظیفه ی ما جهاد است به حکم امام. خیلی ها عزم کردند و رفتند و جنگیدند، یکی شون هم من، مثل هزاران فرزند دیگری که قدم برداشتند.

پدر و مادر عزیز و مهربانم! می دانم که مرا دوست دارید و می دانم چقدر فراق برایتان دشوار است. حتی احتمال بیماری را در این فراق می دهم، اما همه ی ما برای چیز دیگری آمده ایم و تکلیف من جهاد و در این راه شهادت هم نیز.

این عنایت و رحم خاص خداوند بود که با کمال اعجاب، من شامل حال من شد تا در این راه گام بردارم و خدا را شکر می گویم که خودش ما را به این راه کشاند و حمد و ثناء که شهادت را هم نصیبم کرد"الحمدالله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله" و شما هم شاد باشید از این رحمت، شکر گویید که توانستید فرزندی پرورش دهید تا در راه احیای دین جان بازد، جانی ناقابل.

پدر و مادر و برادران و خواهر عزیزم! می دانید که چقدر رحمت شامل حالتان شده است، می دانید چه رستگاری در انتظار شماست. امیدوارم انشاالله که " الله " عنایت و رحمتش را همان گونه که بوده، باز هم باشد و مرا قبول کند. در روز سختی و هراس و وحشت واقعی که جداً انسان ذوب می شود، به رحمت یکتای رحیم به اون وعده های که خودش داده، همه مون رستگار و در جوار رحمتش . افتخار بر شماست در دنیا و آخرت.

آهای اون هایی که از این عوالم بی خبرید! آیا گمان می کنید دست از فرزند شستن آسان است؟ هیچ چیز، هیچ چیز جز"خدا" نمی تواند این ها را ظاهراً از هم جدا کند. افتخار بر تمام خانواده های محترم شهداء.

عزیزانم خیلی حرف زدم. اما این وصیت نامه است. سخن آخر وصیت که انشاالله محترم است . عزیزان! من ظاهراً از شما جدا شده اما واقعاً به خدا قسم انشاالله به شما نزدیک تر شده ام، مهم تر آیا نشنیده اید که روز قیامت همه از هم گریزانند؟ اما ما به خواست خدا با شادی در کنار یکدیگر هستیم. دیگر از این نزدیک تر! خدایا مرا قبول کن هر چند ناشایسته ام. آمین.

اما بدانید برای این چیزها به جبهه نیامده ام. هر چند فرمان امام و حکم ایشان ما را به جبهه ، به معبد حق رهنمون شد . سال های عمر من فدای عمر امام عزیزم، فدای لحظه های عمر رهبرم. وظیفه همه ما جهاد است. همه بدانند و بیایند به جبهه ها، هر چند فکر می کنم آن وقت به یاری الله جنگ به نفع اسلام تمام شده باشد. اما هر وقت جنگی بود؛ فرمان امام روشن گر راه است.

من برای دفاع از آئین مقدس اسلام و جنگ با کفار در جهت کسب رضایت الله فرمان مقلد روح الله، آگاهانه و با بینش روشن، عزم جهاد کردم و آرزویم کشته شدن در راه لقاء الله است وه که چه زیبا پروازی است در بینهایت وجود مطلق و رستگاری واقعی و حقیقی است.

والدین محترم و عزیزان و برادران و خواهرم! از شما نور چشمان خواهش می کنم همیشه به یاد خدا باشید. یک آن غفلت نکنید. همیشه ذکری بر لب داشته باشید. این وصیت من بر شما، قبول کنید. مخصوصاً نمازهایتان را با حضور قلب بخوانید، قرآن را با معنی و مفهوم زیاد بخوانید. همه این ها ذکر است. چه بهتر که برای اموات و حتی شهدا باشد، چرا که دستشان کوتاه است. اگر چه خود نتوانستم این گونه باشم. اما شما عامل باشید.

دل از دنیا برکنید و عمرتان را یکسر برای خدا بدهید. همه مردم و امت مسلمان این گونه باشند. چرا که رستگاری در این است. به نظر من تمام شهدا مخصوصاً اون هایی که پدر ومادر نداشتند، غریب های مفقوالاثرند. به فقیران و بینوایان مخلصانه کمک کنید. هر چه بیشتر بهتر. هر چه انسان علاقه اش به دنیا کمتر باشد، رفتنش ساده تر است .

از برادران و خواهران خواهش می کنم به عنوان وصیت یک شهید که برادرتان است؛ خیلی درس بخوانید. امیدهای این مملکت شمایید. شماها که مسئولیت و دیانت و شریعت و همدردی امت حالی تان است. برای خدا خیلی درس بخوانید و با درس هایتان به خداوند هر چه بیشتر نزدیک شوید که این ها خودش عبادت واسباب تقرب به حق تعالی است . ازهمه تان و تمام اقوام و آشنایان طلب بخشش دارم. هر کدام هم هر وقت توانستید برایم نماز قضا( حتی شکسته) بخوانید و روزه بگیرید و در مزارم بالای سرم قرآن و ادعیه تلاوت و طلب مغفرت کنید.

شهید محسن برهانی در عملیات افتخار آمیز کربلای 4 در تاریخ چهارم دی ماه 65 و در سن 17 سالگی به درجه رفیع شهادت رسید و پیکر مطهرش پس از 10 سال مفقودیت در سوم آبان 75 تفحص و پس از تشییع، در زادگاهش و در کنار سه دایی شهیدش به خاک سپرده شد.





طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه شهدا، شهید برهانی، محسن برهانی،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه ۱۸ مرداد۱۳۹۴ توسط خادم الشهداء

http://static0.bornanews.ir/thumbnail/OJGXjKyuWTzW/zKlnR2CgDMts54GkxMYEj8fvMMUiCETIT3Il7Z8QJ7YCZYBL8OGb1tkXRmfG0ZrOzG4dCpLzLSmmrKvCe4wUTgAy9tRBEcXT/%D9%86%D8%AC%D9%81%DB%8C.jpg

شهیدمحمد نجفی متولد 11 شهریور 1347 روستای پشتجین از توابع شهرستان رزن و از بسیجیان لشگر 32 انصار الحسین(علیه السلام) بوده که در عملیات 20 شهریور سال 1365در پد غربی جزیره مجنون در سن 17 سالگی به درجه رفیع شهادت نائل و پیکر وی مفقود شد.

پیکر شهیدمحمد نجفی جزو 275 شهید بازگشته به وطن بوده که در جریان اخذ نمونه خونی از خانواده این شهید در سال گذشته و تطبیق آن با دی.ان.ای‌های گرفته شده از این شهدا در سال‌جاری پیکر وی پس از 30 سال شناسائی شد.

خداوند عزو جل را شکر می کنم که مرا از فیوضات شهادت بی بهره نساخت سلام بر دوستان سلام بر همگی آن شا الله که حالتان خوب باشد و سرحال و شادکام باشید.

در زمانی که ما زندگی می کنیم زمانی نیست که انسان پرورش یافته در مکتب حسین بتواند سکوت اختیار کند انسان باید همیشه مثل ماهی باشد که از آبی به خشکی افتاده است.

از آن جایی که ما روزی می میریم بنابراین چه بهتر که قبل از هجوم مرگ به سوی ما ، ما به دنبال مرگ برویم تا زنده ی ابدی باشبیم انسان مسلمان وقتی که فریاد مسلمان دیگر را بشنود که کمک می طلبد از وظایف مهم اوست که به کمک آن مرد بشتابد و او را یاری کند و گرنه مسلمان نیست.

عده ای زور گو و قلدر با تکیه بر قدرت دنیوی و مادی بر مردم مظلوم تسلط یافته اند و به آن ظلم روا می دارند وانسانیت را زیر پا گذاشته اند بنابر این شایسته نیست که انسان سکوت اختیار کند سکوت در حال حاظر عین خیانت به اسلام است باید با هر وسیله ای که می شود تو سر دشمن اسلام بکوبیم و خدمت به مظلومین جهان بکنیم شهادت درجه رفیعی است که هر انسانی نمی تواند به این درجه ای نایل آید.

حد تکامل انسان است علی ع امام اول شیعیان در حین فرو آمدن شمشیر بر فرق سرش فرمودند فزت و رب الکعبه سوگند به خدای کعبه که رستگار شده اند بنابر این ما باید سعی کنیم که از قافله صابران و صالحان عقب نمونیم شهدا مقام ومنزلت خاصی نزد خدا دارند انها با ملایک انبیا و امامان همنشین می شوند پس چرا از این فیض عظیم بی بهره باشیم بنابراین این راهم را بر گزینم راه من راه حسین بوده است هدفم جز قرب به خدا چیز دیگری نبوده است.

یاران از همگی طلب حلالیت می طلبم و از شما می خواهم تا اینکه از ادامه دهندگان راه حسین باشید برادران عزیز امام را تنها نگذارید و همیشه به ندای او لبیک بگویید دوستان حسین زمان قیام کرده است چون مردم کوفه نباشید دشمنان اسلام و قران را بکشید و به درک بفرستید همیشه تقوا پیشه کنید .

و بر نفوس شیطانی غلبه کنید مبادا غفلت ورزید نماز ستون دین است آن ر ا به جماعت بخوانید از ما که گذشت شما به نماز اهمیت زیادی بدهید اگر نماز قبول شود انسان سعادتمند خواهد شد و حرف دیگر که به پدر و مادرم دارم که حق زیادی بر گردن ما دارند امیدوارم که حق خود را حلال کنید چون شهادت را من معتقدم که برای هر کس نصیب نمی کند و مادر عزیز که شما در حق من خیلی زحمت کشیده ای امیدوارم که اگر جنازه من به پیشت بر نگشت ناراحتم نباشی چون ما می دانیم که رهبر ما امام حسین (ع )که در روز عاشورا شهید شد جنازه اش در دشت کربلا زیر سم های اسب دشمن ماند و کوبیده شد و در این موقع اصلا حضرت زینب ناراحت نشد بلکه گفت خدایا شکر.

من هم نمی خواهم جنازه ام پیش شما برگردد تا شما درد حضرت زینب را عملا مشاهده کنید و اگر هم جنازه من احیانا به پیشت برگشت نماز شکر به جای اور چنین پسری را تربیت کردی.

و در آخر از شما می خواهم که برادرانم را خوب تربیت کنی و انها را به جبهه بفرستی و از رفتن انها به جبهه ممانعت نکنی به حرف منافقان هم گوش نکنی بلکه شکر کنی ودر آخر از همه ی اهالی برای من حلالی بگیرید واگر حقی بر گردن من داشتید برطرف کنید.




طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: شهدای مفقودالاثر، شهید نجفی، وصیت نامه،
نوشته شده در تاریخ شنبه ۳ مرداد۱۳۹۴ توسط خادم الشهداء

بسم الله الرحمن الرحيم

فتوبوا الى بارئكم فاقتلوا انفسكم ذلكم خير لكم عند بارئكم .

بسوى خداى آفريدگار خود بازگرديد و خود را بكشيد كه براى شما در پيشگاه آفريدگارتان همين بهتر است . اشهد ان لااله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهد ان على ولى الله .

اى خدا ما را از آن بندگان مقرر ساز ، كه نهال شوق ديدارت در باغ دلهايشان هميشه سبز و خرم است و سوز شرار محبتت سراسر قلب آنان را فرا گرفته است جانم از آن توست و آنرا به تو مى دهم امانتى در نزد من بيش نيست اى كاش از آن بهتر داشتم تا به پيشگاه مقدست عرضه مى داشتم . بارالها اين دنيا برايم مانند قفس شده   زندگى در آن برايم بى مفهوم است . جوار تو را طلب مى كنم همانطور كه حسين مى گويد الموت اولى من ركوب النار مرگ از زندگى ننگين بهتر است . زندگى ما نيز به سبب معصيت تو ننگى بيش نيست . در جستن بهشت جان كندن بايد درگريختن از دوزخ رياضت كردن بايد در جستن دوست جان بذل كردن بايد.

اكنون كه مى خواهم جملاتى را تحت عنوان وصيت خدمت امام عزيز و امت شهيد پرور ايران عرضه دارم در ابتدا عرض مى كنم كه اين راهى بود كه بايد مى پيمودم راهى بود كه با آگاهى كامل انتخاب كردم راهى بود كه حسين به من آموخت كه بذل جان كنم تا مكتبمان بماند راهى بود كه امام عزيزمان آنرا بر ما هموار ساخت . آرى اى ملت عزيز ايران اى كسانى كه در زمان طاغوت در ذلت و خوارى بسر مى برديد قدر امام را بدانيد قدر اين نعمت الهى را بدانيد مثل او ديگر نخواهيد يافت بعد از حضرت على (ع) كسى نتوانسته حكومت اسلامى تشكيل دهد حال شخصى چون امام پيدا شده و اينگونه دشمنان اسلام را مات و مبهوت نموده است . سخنان او را بجان و دل بخريد اى امت محمد تامل و انديشه كنيد و چون كوفيان زمان حسين نشويد زرق و برق دنيا شما را نگيرد ،در منجلاب نمانيد بسوى معشوق واقعى كه حق تعالى مى باشد پرواز كنيد آرى بنده به ايشان عشق مى‌ورزم و امرشان را امر خدا و رسول مى دانم چون در قرآن كريم داريم : يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم يعنى اطاعت از اولى الامر را در كنار اطاعت از خدا و رسول قرار مى دهد. اميد است اين پير جماران و اين روح قرآن و نايب زمان ، اين بنده ناتوان و تمامى رزمندگان را كه گفتند لبيك به ايشان كند شفاعت پيش آن منان . برادران همرزمم در سنگر دانشگاه خدا را فراموش نكنيد جاه و مقام شما را فريب ندهد واقعا دانشجو باشيد و خداجو نه سود جو و مقام جو ضعفا و فقرا را بياد داشته باشيد مسئوليت خون شهدا برگردن يكايك شماست حرمت خون آنها را حفظ كنيد و آنرا پايمال نكنيد .

پدر و مادر گراميم قريب به 20 سال زحمت مرا متحمل شديد و با مشقت اسباب راحتى مرا فراهم نموديد اين بنده حقير را كه نتوانستم  براى شما  فرزند خوبى باشم و آنچنانكه بايد حقوق شما را ادا كنم نكردم حلالى طلبيد و طلب عفو مى كنم از شما مى خواهم كه چشم منافقين را كور سازيد و بر مرگ من گريه نكنيد خواهرانم حجاب خود را هرگز فراموش نكنيد كه خود سنگر مى باشد مطالعات خود را هرگز قطع نكنيد . ذكر خدا را بر خود متذكر شويد و نعمات او را ياد آوريد از همه اقوام و دوستان و آشنايان حلالى مى طلبم و اميدوارم كه براى اين بنده حقير طلب مغفرت بنمايند . در ضمن 25 روز روزه قضا يك هفته روزه مستحبى و 30 كيلو گندم بابت كفاره بدهكارم كرايه خانه دركه (تهران) را تا آخر تابستان داده ام و از آن به بعد را نداده ام تقاضا مندم پرداخت گردد . به اميد پيروزى نهايى حق بر باطل .

الهم اجعلنا من الطالبين بدم المقتول بكربلا .

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

رضا (داريوش) ساكى 65/9/20




طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: شهید، شهدای غواص، شهید ساکی، داریوش ساکی، وصیت نامه شهدا،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه ۱۳ فروردین۱۳۹۲ توسط خادم الشهداء

اینجانب غلامعلی رجبی جندقی وصیت می کنم که همه آشنایان، دوستان، پدر و مادر، برادرانم و خواهرانم

همگی را شفاعت خواهم کرد. مرا در هیئت فراموش نکنید.

در مجلس ختم و غیره، فقط و فقط روضه حضرت اباعبدالله (علیه السلام) خوانده شود.

روضه برای امام حسین (علیه السلام) عمری است مورد علاقه و عشق من بوده و من با روضه و

محبت اهل بیت و مجالس و هیئت ها مأنوس بوده ام و اگر به من اجازه داده شود به دنیا رجوع کنم و با

روحم به شما سر بزنم فقط دوست دارم در هیأت ها و روضه ها شرکت کنم . مرا فراموش نکنید

مخصوصاً محرم، شب ها و صبح ها از اربابم می خواهم اجازه دهد من به هیأت بیایم و شما را هم

سفارش می کنم به عزاداریها که بلا را دفع می کند و اشک بر حسین (علیه السلام) کلید پیروزی

است.

دفاتر شعرم و کتابهای روضه و شعرم مال غلامرضا برادرم که در هیأت بخواند. التماس دعا دارم.

براداران عزیزم مخصوصاً غلامرضا، شما را به خدا در هیئت یاد من باشید و من قول شفاعت به شما

می دهم و در خاتمه از دوستان و آشنایان همگی خداحافظی نموده و حلالیت می طلبم و بهترین

هدیه برای من اشک چشم برای حسین (علیه السلام) است، اگر گاهی در هیئت ها یک قطره از

اشک برای اربابم را به من هدیه کنید از همه چیز برایم بالاتر است، آنقدر که این یک قطره را به تمام

بهشت نمی فروشم.

به امید دیدار شما در قیامت

غلامعلی جندقی رجبی

اندیشمک 1367/5/4




طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه شهدا، وصیت نامه شهید غلامعلی جندقی رجبی،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه ۲۸ دی۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

 دهانش را پر از گِل کرده بود تا معبر لو نرود

برای شروع عملیات «کربلای 4» به آبادان منتقل شدیم و به عنوان غوّاصان خط ‌شکن به خط دشمن

زدیم؛ به هر ترتیبی بود خط دشمن را شکستیم و پاکسازی کردیم، وقتی برای آوردن مجروحان و شهدا

وارد معبر شدیم، دیدیم که شهید «سعید حمیدی‌اصیل» هر دو پایش قطع شده و پیکر مطهرش در

گوشه‌ای از معبر افتاده است اما آنچه که ما را به تعجب وا داشت، این بود که دهان شهید پر از گِل

شده بود.

بعدها متوجه شدیم که وقتی به پاهای سعید ترکش خورد و قطع شد، برای اینکه صدای ناله‌اش بلند

نشود و باعث لو رفتن معبر نشود، دهان خود را پر از گِل کرده بود.

شهیدان «سعید و علی حمیدی‌اصیل» برادرانی بودند که در عملیات «کربلای 4» آسمانی شدند.

چند سؤال شهید از مردم

در بخشی از وصیت‌نامه شهید «سعید حمیدی‌اصیل» که از نیروهای گردان غواصی اهواز و شهر

ملاثانی استان خوزستان بود، آمده است: آن کس که از منزل خارج و بسوی خدا و رسولش هجرت

نماید و سپس مرگ او را دریابد پاداش او بر خدا و پیامبرش خواهد بود.

آن چرا که می‌خواهم بنویسم، با اینکه تکرار مکررات است ولی دریغ نمی‌کنم چون «ان الذکری تنفع

المومنین».

تا کی می‌خواهید به خاطر مسائل دنیایی از همدیگر نگذرید؟! در حالی که فرزندان شما در جبهه‌ها از

جان خود می‌گذرند؛ تا کی می‌خواهید در چارچوب حیات خود در گناهان محصور باشید؟! تا کی

می‌خواهید بدون رعایت حجاب در خیابان‌ها راه بیافتید؟! در حالی که رزمندگان در جبهه‌ها از گناهانی

که در خلوت مرتکب شده‌اند، نیمه‌های شب ناله می‌کنند.

مبادا به جبهه‌ها نیاید و مصداق این آیه شوید: «ما لکم اذا قیل لکم قاتلوا فی سبیل الله و

المستضعفین اثقالتم الی الارض» دل خود را به دنیا خوش نکنید که دنیا جای افراد مؤمن نیست، ای

مردم نگذارید تاریخ دوباره تکرار شود و امام خود را تنها گذارید، همان گونه که امام حسین(ع) را تنها

گذاشتند...




طبقه بندی: وصیت نامه،  خاطرات، 
برچسب ها: خاطرات شهدا، شهید سعید حمیدی اصل،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه ۱۸ دی۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

«بي عشق جهان مباد كه كانون زندگي از فروغ او گرم و روشن است و فشار طاقت فرساي حوادث، با

نوازش مطبوع او آسان، راستي اگر ما عاشق نبوديم، چگونه اين عمر دور و دراز و خسته كننده را طي

مي كرديم و با چه حرارت، كارخانه حيات ما به كار مي افتاد؟!» خداوندا آن چنان که پدر و مادر ما

زحمت کشيدند، و متحمل رنج شدند، و ما را تا آنجا که برايشان مقدور بود، صحيح تربيت کردند، تو نيز

پاداش زحمات آنان را کرامت عطا فرما. خداوندا به ما توفيق آن را بده که چيزي را که به زبان نمي گوئيم

در عمل آن را انجام دهيم. خداوندا به بنده حقيرت کمک کن که هواهاي نفساني را از خودش دور کند،

خداوندا آرزوي تمام رزمندگان اين است که انشاالله روزي برسد تمام استکبار و استعمار و تمام بدبختي

هائي که به جهت دوري از قرآن تو دامن گير اين ملت هاي ستمديده و رنج کشيده شده است جايش را

به اسلام عزيز و اجراي دقيق قانون قرآن بدهد. و همه در يک مجموعه خدائي با هم زندگي کنند، خدايا

دشمنان امام (ره) را بکش. خداوندا گناهانمان خيلي زياد است و تنها تو هستي که مي تواني ما را

نجات دهي.... از خانواده مخصوصا پدر و مادر محترم و عزيز مي خواهم که ما را دعا کنند، نماز را به

موقع بخوانند و در ختم من با نهايت سادگي براي رضاي خدا گريه نمايند به ياد امام حسين (ع).

28 رمضان 1362




طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه شهدا، وصیت نامه شهید علی اکبر حاجی پور،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه ۱۴ دی۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

بـا سلام و درود بر محمد (صلوات الله علیه و آله) و امام زمان عج و نایب بر حقش امام خمینی رهبر

بزرگ تمامی مسلمین و مستضعفین جهان رهبری كه تمامی ما را از منجلاب خواری و ذلت به بیرون

كشیده و به راه راست هدایتمان كـرد و نـوری شد در تاریكی راه كه بتوانیم در حركت خودمان را از تمام

راههای انحرافی بازداریم و در راه مستقیم كه همان ا... می باشد حركت خود را ادامه دهیم با این

راهنمایی امام عزیزمان بود كه راه خودمان را پیدا و انتخاب كردیم تا بتوانیم جبران زمان جاهلیت

خودمان را بكنیم.

خـدایـا شاهد باش كه از تمام مظاهر مادی دنیا برهیم تا بیشتر به تو نزدیك شویم و به تو بپیوندیم.

خدایا شاهد باش به عشق تو در مسیر تو حركت كردیم و اینك فقط پیوستن به تو را انتظار داریم.

خدایا من خواهان شهادتم نه به این معنی كه از زندگی كردن در این دنـیـا خـسـتـه شـده ام و

خـواسـتـه بـاشم خود را از دست این سختی ها و نـاملایمات دنیوی خلاص كنم بلكه می خواهم

شهید شوم تا اگر زنده ام مـوجـودی نـبـاشم كه سبب جلوگیری از رشد دیگران شوم تا شاید خونم

بتواند این موضوع را جبران كند و نهال كوچكی از جنگل انبوه انقلاب را آبیاری كند.

مـی خـواهم شهید شوم تا خونم به سرور شهیدان حسین علیه السلام گواهی دهد كه من مانند

مردم كوفه نیستم و رهرو راهش بوده ام.

ای بـهـتر از همه دوستها و یارها مرا دریاب. ای معشوقم مرا توخش بخوان من انسانی گنهكار و

روسیاه هستم.

مرا فراخوان كه دیگر نمی توانم صبر كنم و صبرم به پایان رسیده است.

گرچه سخت و ناگوار است بین دوستان صمیمی جدایی افتد و چه سخت است آن زمان كه یك رهرو به

مقصد ش برسد و دیگری مثل من به مقصد خویش نرسد.

بارالها خودت این سختی ها را از دوش من بردار...




طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه شهدا، وصیت نامه شهید حاج یدالهه کلهر،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه ۱۰ دی۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

نوشته ی روی سنگ مزار شهید علی اکبر رحمتی

«چرا دشمنان در کفر خود تا این حد محکم و منسجم اند، ولی ما در اصول و ارزش ها و ایمان خود این

همه سستی به خرج می دهیم؟ من هم از پیش شما می روم اما سفارشی ندارم الا یک چیز؛

ولیّ فقیه را تنها نگذارید».




طبقه بندی: وصیت نامه،  دست نوشته، 
برچسب ها: دستنوشته شهدا، دست نوشته شهید علی اکبر رحمتی،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه ۱۰ دی۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

به نام خدا و براي خدا و در راه خدا اين وصيتنامه را مي نويسم. بار خدايا بنده اي هستم گناهكار و رو

سياه و شرمسار و در خود لياقت شهيد شدن را نمي بينم، مگر آن كه تو خود بر من رحم كني و

عنايت به من بنمايي شربت شهادت را. خداوندا، امروز نائب امام زمانت با دم مسيحايي خود به ما

ارزش انسان بودن و انسان شدن را مي آموزد. روز امتحان است و اگر لحظه اي درنگ كنيم، فرصت از

دست رفته است، پس ما را ياري بفرما. و راهنمايمان باش و از لغزشها نگاهمان دار. تا به صراط

مستقيم هدايت شويم.اي مسلمانان جهان، امروز تمامي كفر به سركردگي آمريكا با تمام قوا در مقابل

اسلام صف كشيده و اسلام و انقلاب اسلامي امروز به خون ما نياز دارد تا ريشه اش محكم شود.

فرداي تاريخ در مقابل خدا و رسول خدا و نسل آينده مسؤول خواهيم بود و جوابگو. با آگاهي كامل و با

عشق به الله به اين راه آمده ام تا براي رضاي او جهاد كنم و اگر سعادت پيدا كردم به ديدار خدا بروم و از

اين تن خاكي عروج كنم و به خدا برسم. تقاضا دارم از دامن امام دست بر نداريد و اسلام را به وسيله

فرد نشناسيد، بلكه افراد را با معيارهاي اسلامي بشناسيد.




طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه شهدا، وصیت نامه شهید مرتضی یاغچیان،
نوشته شده در تاریخ جمعه ۱ دی۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

برادران عزیزم! در انجام همه کارها اول خود پیش قدم باشید و بعد افراد خود و بسیجیان را پشت سر

خود بخواهید.

در استفاده از امکانات اول دیگران را مقدم بدانید و بعد خود استفاده کنید.

خاطرات رزمندگان را به صورت کتاب حفظ کنید و بخوانید تا ببینید، بچه ها در زمان جنگ چه کردند.

مسئول بودن و مسئولیت داشتن یعنی پایبندی به وظایف تا مرز شهادت.

از ریا دوری کنید و از ته قلب و با عشق کار کنید. به ماموریت وابسته نباشید.

به استخوان خردکرده ها، این کسانی که یاران و رفقایشان جلوی چشمانشان تکه تکه و شهید شدند

و آرزویشان آن بود که کاشکی آن موقع ما هم رفته بودیم، احترام بگذارید و حرمت آنها را نگه دارید.

سفارش حضرت امام (ره) را فراموش نکیند که فرمودند: «نگذارید پیشکسوتان جهاد و شهادت در پیچ و

خم زندگی مادی به فراموشی سپرده شوند».

از خانواده های شهدا، جانبازان دیدن کنید، نگذارید گرد فراموشی بر چهره آنها بنشیند.

همیشه هدف اولیه مان را از پیوستن به سپاه در نظر داشته باشیم. هدف ما عشق بود، دوست دارم

بچه‌هایی که وارد سپاه می شوند با همان عشق بچه قدیمی ها بیایند، خاطرات آنان را بخوانند به

ظواهر بها ندهند و همیشه حاضر به جانفشانی عاشقانه در راه انقلاب و رهبر باشند.

والعاقبه للمتقین ـ منوچهر مدق 79/4/18




طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه شهدا، وصیت نامه شهید سیدمنوچهر مُدِق،
نوشته شده در تاریخ جمعه ۲۴ آذر۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ربـّنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا على القوم الكافرین، بار پروردگارا، اى رب العالمین یا غیاث المستغیثین

و یا حبیب قلوب الطالبین ...

تو را شكر كه شربت شهادت، این یگانه راه رسیدن انسان به خودت را به من بنده فقیر و حقیر و گناهكار خود

ارزانى داشتى تو را شكر كه این تنها نعمت خداپسند خودت را بر این انسان ذلیل عطا فرمودى و من تنها راه

سعادت خویش را شهادت در راهت یافتم و چه زیباست كه من با زمان كوچكترین وسیله خود اعلاترین و ...

ادامه در پشت سنگر ...




پشت سنگر...

طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه شهدا، وصیت نامه شهید سید محمد جهان آرا،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه ۱۹ آذر۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

بسم الله الرحمن الرحیم

حضور پدر و مادر زحمتکش و مؤمنم سلام

درلحظات آخر عمر قصد خداحافظی دارم (و قصد دارم) و مطالبی چند به عنوان وصیت بنویسم.

نخست از شما با زبانی قاصر تشکر می کنم از شما پدر و مادرم ولی با بی زبانی می گویم که ان

شاءالله خدا به شما اجر بدهد و شما را جزو صالحان درگاه خود و جزو عاقبت به خیران قرار دهد.

مادر و پدر عزیزم! امانتی که به شما داده شده بود، به صاحب اصلی آن بازگردانده شد. کسی که

چیزی را امانت می گیرد موقع پس دادن هیچ گاه ناراحت نمی شود. آفرین بر شما! که این گونه امانت

را تحویل دادید.

مادرم! من شما را خیلی دوست داشتم، همچنین پدر، همسر، برادر و خواهر را. شما تنها کسانی

بودید که در این دنیا به آن علاقه داشتم. ولی مادرجان! من خدا را بیشتر از شما دوست دارم و برای

همین است که قریب به شش سال از شما جدا شده ام. امیدوارم که درغیبت ظاهری من، بی تابی

نکنید.

هرموقع که دلتان گرفت برای سرور همه ما اباعبدالله الحسین(ع) گریه کنید!

مطلب دیگر درمورد همسرم است، او را درتصمیم گیری آزاد بگذارید، بگذارید راه جدید خود را انتخاب

کند و مسئله دیگر این که اگر فرزندم به دنیا آمد و پسر بود، کاری کنید که وقتی بزرگ شد ادامه دهنده

راه من باشد و اسمش را حسین بگذارید!

درپایان از تمام آشنایان و دوستان حلالیت می طلبم.

با سلام خدمت همسر خوبم.

همسرم! تمام انسان ها رفتنی هستند تمام انسان ها چه خوب و چه بد و چه ضعیف و چه غنی با

هر وضعیتی که هستند می روند. دراین راه، عده ای با عزت و سرنهادن به قرب خدا زندگی می کنند و

بعضی برای زندگی خود بنده غیرخدا و بنده بنده خدا می شوند و از خود هیچ عزت و سرافرازی ندارند

ولی دسته اول چون راه خدا را می روند همواره با مشکلاتی روبه رو می شوند، بعضی اوقات انسان

خود را در راهی می بیند که در آن راه یا باید کشته شدن در راه خدا را انتخاب کند یا سرتعظیم غیرخدا

فرود آورد. مردان خدا اولین راه را انتخاب می کنند.

وصیتی چند:

- پنج ماه روزه برایم بگیرید یا بخرید!

- دوماه نماز قضا به جا بیاورید!

- 37 هزار تومان به لشگر بدهکارم که مقدار 33هزار و 500 تومان آن را به قرض الحسنه ولایت فقیه که

دفتر آن به نام (...) مسئول تعاون لشگر می باشد واریز کرده ام.

- اگر چیزی باقی مانده به دوستان و آشنایان خبر دهید که اگر کسی از من طلبی دارد بگیرد و درغیر

این صورت در اختیار همسرم بماند.

- چنانچه وسایلی از سپاه و لشگر در اختیارم بوده، به لشگر بازگردانید!




طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه شهدا، وصیت نامه شهید حاج علی قوچانی،
نوشته شده در تاریخ شنبه ۱۸ آذر۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

سروران گرامی‌ شما را به تعمق و تدبر در کتاب آسمانی و دفاع از اصول مذهب شیعه حقه‌ی اثنی عشری، زیارت

 اهل قبور و تأمل در این‌که آنان چه بودند و چه شدند وصیت می‌کنم. از مجالست‌های بی‌ارزش و وقت‌گیر صرف‌نظر

کنید که در این مجالس به جز عیب‌جویی و غیبت مؤمنین چیزی حاصل نمی‌شود. توصیه می‌کنم همه را به خدمت

مادر و پدر و به جا آوردن صله ارحام و داشتن همیشگی وضو، خواندن کتب مذهبی و به یادداشتن ذکر و فکر در کل

ایام که یاد خدا تسکین‌بخش تمام قلوب می‌باشد. وصیت می‌کنم به تدبر در خطبه حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

در مسجدالنبی و خطبه اول و شقشقیه مولانا امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه و متذکر می‌شوم به هر طرق

ممکن به این حبل‌المتین محکم چنگ زنید و راه تزکیه و تصفیه وجود را در پیش گیرید که ما متأسفانه غافل

مانده‌ایم. توصیه می‌کنم که به دنیا و شئونات آن بی‌اعتنا باشید و راه ورع و پرهیزگاری را در پیش گیرید و همیشه

در پایان هر روز به محاسبه نفس بپردازید و همیشه حسن خلق و تواضع نسبت به دیگران داشته باشید...

حقیر سرا پا تقصیر

امیر تشت زرین

۷۴/۲/۱۰




طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه شهدا، وصیت نامه شهید سید امیر تشت زرین،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه ۱۶ آذر۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

برادران پاسدارم! امیدوارم با بزرگواری خودتان این بنده ذلیل خدا را عفو کنید. سفارشی چند از مولایمان

علی (علیه  السلام) برای شما دارم. در همه حال پرهیزگار باشید و خدا را ناظر و حاضر بر اعمال خود

بدانید. یاور ستمدیدگان و مستمندان جامعه و یاور تمامی‌ مستضعفان باشید، مبادا یتیمان و فرزندان

شهدا را فراموش کنید. سلسله مراتب و اطاعت از مسئولین را با توجه به اصل ولایت رعایت کنید. در هر

زمان و هر مکان، با دست و زبان و عمل، امر به معروف و نهی از منکر کنید. برادران مسئول! که به طور

مستمر در جهت پیشبرد اهداف انقلاب، شبانه‌روزی فعالیت می‌کنید، به عدالت در کارهایتان و

تصمیم‌گیری‌هایتان به عنوان یک مرز ایمان داشته باشید. عدالت را فدای مصلحت نکنید، پرحوصله باشید

و در برآوردن حاجات و نیازهای آنها بکوشید. در قلب خود، مهربانی و لطف به مردم را بیدار کنید و طوری

رفتار نکنید که از شما کراهت داشته باشند. برایم الهام شده که این بار اگر خداوند رحمان و رحیم

بخواهد، به فیض شهادت نائل خواهم آمد.




طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه شهدا، وصیت نامه شهید علی تجلایی،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه ۱۵ آذر۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

خدایا شیطان را از ما دور كن

«بسم الله الرحمن الرحیم»

در مسلخ عشق جز نكو را نكشند

روبه صفتان زشت خو را نكشند

پایان زندگی هر كسی به مرگ اوست

جز مرد حق كه مرگش آغاز دفتر اوست.

هر روز ستاره ای را از این آسمان به پایین می كشند امّا باز این آسمان پر از ستاره است. این بار نیز در پی امر

 امام، دریایی خروشان از داوطلبین به طرف جبهه های حق علیه باطل روان شد و من قطره ای از این دریایم و

 نیز می دانید كه این اقیانوس بی پایان است و هر بار بر او افزوده می شود. راه شهیدان را ادامه دهید. كه آنها

 نظاره گر شمایند مواظب ستون پنجم باشید كه در داخل شما هستند.

بی تفاوتی را از خود دور كنید، در مقابل حرف های منحرف بی تفاوت نباشید.

مردم كوفه نشوید و امام را تنها نگذارید. در راهپیمایی ها بیشتر از پیش شركت كنید. در دعاهای كمیل شركت كنید.

فرزندانتان را آگاه كنید. و تشویق به فعالیت در راه الله كنید.

و وصیت به پدر و مادرم:

پدر و مادرم! همچنان كه تا الآن صبر كرده اید از خدا می خواهم صبر بیشتری به شما عطا كند. فعالیتتان را در

راه خدا بیشتر كنید. در عزایم ننشینید،‌ نمی گویم گریه نكنید ولی اگر خواستید گریه كنید به یاد امام حسین

 (علیه السلام) و كربلا و پدر و مادرانی كه پنج فرزندشان شهید شده گریه كنید، كه اگر گریه های امام حسینی

 و تاسوعا و عاشورایی نبود،‌ اكنون یادی از اسلام نبود.

پشت جبهه را برای منافقین و ضد انقلاب خالی نگذارید،‌ در مراسم عزاداری بیشتر شركت كنید كه این مراسم

 شما را به یاد شهیدان می اندازد و این یاد شهیدان است كه مردم را منقلب می كند.

امام را تنها نگذارید.

فراموش نكنید كه شهیدان نظاره گر كارهای شمایند.

ما زنده به آنیم كه آرام نگیریم.

موجیم كه آسودگی ما عدم ماست

والسلام

قطراه ای از دریای خروشان حزب الله




طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه شهدا، وصیت نامه خلبان شهید احمد کشوری،
نوشته شده در تاریخ جمعه ۵ آبان۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

مادر و پدر عزیزم مواظب باشید که امتحانات الهی ، یکی پس از دیگری اجرا می شود و این ما هستیم

که باید از خدا بخواهیم که لحظه ای ما را به خودمان وا نگذارد . شاید یکی از علل آمدن من به جبهه

همین بود که نخواستم خودم را فدای خود خواهی و خود بینی های بعضی بکنم و با آمدن به جبهه از

لجنزاری که بعضی سودجویان و فرصت طلبان در شهر درست کرده بودند و زندگی را در خوب خوردن و

خوب زندگی کردن می دیدند ،بیرون آمدم و در محیطی الهی و خدایی قرار گرفتم که دیگر کسی برای

مقام و منصب کار نمی کند و معیار برتری ، همان ( انّ اکرمکم عند الله اتقیکم ) هست و چیزی که در

اینجا معنی ندارد، مسئله من و تو است که همه ما هستیم و ید واحد.




طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه شهدا، وصیت نامه شهید علیرضا عاصمی،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه ۳ آبان۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

                             

قسمتی از وصیت نامه شهید ...

من با آگاهي تمام و با رضايت و ميل خود به جبهه آمدم و اين لباس را بر تن پوشيدم و از برادران و

خواهران مي‌خواهم كه راه شهدا كه همان راه انبياء و امام است را طي كنند و اگر خدا خواست شهيد

شوم، جاي بسي خوشحالي است من بسيار مفتخرم كه در اين لباس و در اين جبهه شهيد شوم و از

خدا مي‌خواهم كه مرا در اين استوار نمايد، پيامي براي برادران دارم، در اين زمان كه ساعتي تا

عمليات فاصله نداريم از شما مي‌خواهم در هر كجا كه هستيد امام را تنها نگذاريد، امام استوره

مقاومت و شهادت و شجاعت را شاد نگهداريد. اتحاد خود را هر چه بيشتر و محكمتر كنيد و بر دهان

منافقين بكوبيد.

                                




طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه شهدا، وصیت نامه شهید سید حسین سماواتی،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه ۲ آبان۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

قسمتي از وصيت نامه شهيد:

برادران و خواهران توصيه شديد مي‌كنم به شما در تربيت نسل خردسال و نوجوان زيرا كه تضمين آينده

اسلام است اين غنچه‌هاي نشكفته را دريابيد و شما هستيد كه از اين افراد مي‌توانيد بزرگان فردا را

بسازيد از اين زمينه‌هاي مناسب براي رشد كه شكل نگرفته استفاده كنيم و طبق احكام خدا شكل

دهيم، پدران و مادران در آشنايي فرزندانشان با قرآن و جلسات و برنامه هاي مذهبي بكوشيد و

تشويقشان كنند و اما پدر و مادر گراميم اميدوارم كه دراين مدتي كه در خدمت شما بوده‌ام از من

راضي باشيد هرچند در لحظات آخر فرصت خدا حافظي نبود ولي وعده ملاقات انشاء‌الله با روي گشاده

و خندان نزد زهرا(سلام الله علیها) و پيامبر خدا(صلوات الله علیه و آله) در كنار حوض كوثر.

              




طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه شهدا، وصیت نامه شهید حسن ترک،
نوشته شده در تاریخ شنبه ۱۵ مهر۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

یك‌بار، بلكه چندبار بايد اين وصيت‎نامه را بخوانيم تا بفهميم كه چطور جبهه براي بعضي‎ها دانشگاهي

بود كه حتي بدون گذراندن تحصيلات مقدماتي، از آن فارغ التحصيل شدند و مدرك خود را از اباعبدالله

عليه السّلام گرفتند. و به ‏راستي چه تفاوتي بين نوجوانان آن زمان و نوجوانان اين عصر وجود دارد.

صفايي ندارد ارسطو شدن 

خوشا پرگشودن، پرستو شدن

« شهيد رضا پناهي» سال 1349 بود كه در كرج به‌دنيا آمد. در خانواده‌اي مذهبي؛ اما بيشتر از دوازده

سال نتوانست سنگيني تن كوچكش را بر روح بزرگش تحمل كند و به اصرار، پدر و مادر خود را راضي

كرد تا سرانجام در دوازدهمين سال زندگي‌اش ابدي شود. وصيت‎نامه‌اش را قبل از اعزام مخفيانه در

نواري ‌ضبط كرد و در گوشه‌اي پنهان؛ كه بعد از شهادتش به‌دست خانواده‌اش رسيد.


                                                     بسم الله الرّحمن الرّحيم

مَن طَلَبَني وَجَدَني وَ مَن وَجَدَني عَرَفَني وَ مَن عَرَفَني عَشَقَني وَ مَن عَشَقَني عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ

قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلي دِيتُه وَ مَن عَلي دِيتُه وَ اَنَا دِيتُه؛

هركس من را طلب مي‌كند مي‌يابد مرا، و كسي‌ كه مرا يافت، مي‌شناسد مرا، و كسي‌ كه من را

دوست داشت، عاشق من مي‌شود و كسي ‌كه عاشق من مي‌شود، من عاشق او مي‌شوم و

كسي ‌كه من عاشق او بشوم، او را مي‌كشم و كسي‌ كه من او را بكشم، خون‌بهايش بر من واجب

است، پس خون‌بهاي او من هستم.

هدف من از رفتن به جبهه اين است كه، اولاً به نداي «هل من ناصر ينصرني» لبيك گفته باشم و امام

عزيز و اسلام را ياري كنم و آن وظيفه‌اي را كه امام عزيزمان بارها در پيام‌ها تكرار كرده، كه هركس كه

قدرت دارد واجب است كه به جبهه برود، و من مي‌روم كه تا به پيام امام لبيك گفته باشم. آرزوي من

پيروزي اسلام و ترويج آن در تمام جهان است و اميدوارم كه روزي به ياري رزمندگان، تمام ملت‌هاي زير

سلطه آزاد شوند و صدام بداند كه اگر هزاران هزار كشور به او كمك كنند او نمي‌تواند در مقابل نيروي

اسلام مقاومت كند. من به جبهه مي‌روم و اميد آن دارم كه پدر و مادرم ناراحت نباشند، حتي اگر

شهيد شدم، چون من هدف خود را و راه خود را تعيين كرده‌ام و اميدوارم كه پيروز هم بشوم.

پدر و مادر مهربان من! از زحمات چندين ساله شما متشكرم. من عاشق خدا و امام زمان گشته‌ام و

اين عشق هرگز با هيچ مانعي از قلب من بيرون نمي‌رود، تا اينكه به معشوق خود يعني «الله» برسم.

و بحق كه ما مي‌رويم كه اين حسين زمان و خميني بت‌شكن را ياري كنيم و بحق كه خداوند به

كساني كه در راه او پيكار مي‌كنند، پاداش عظيم مي‌بخشد. من براي خدا از ماديات گذشتم و به

معنويات فكر كردم، از مال و اموال و پدر و مادر و برادر و خواهر چشم پوشيدم،

فقط براي هدفم يعني الله.

                                                                                                                    التماس دعا




طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه شهدا، وصیت نامه نوجوان 12 ساله،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه ۶ مهر۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

الحمدالله رب‌العالمین، شهادت می‌دهم که معبودی جز الله نیست و برای رشد انسان‌ها پیامبرانی

فرستاده که نبی اکرم محمد ابن عبدالله خاتم آنان است.

او نیز برای استمرار راه صحیح این امت و عدم انحراف از مبانی عالیه اسلام حضرت علی

(علیه السلام) را به عنوان ولی و وصی بعد از خود معرفی نمود.

شهادت می‌دهم قیامت حق است و میزانی برای سنجش اعمال وجود دارد. بهشت و دوزخ حق است

و اجر و جزایی در پی اعمال است.

امشب که قلم بر کاغذ می‌رانم، انشا الله هدفی جز رضای دوست و انجام وظیفه ندارم؛ در راه وظایفی

که بر عهده‌ام گذاشته شده از ایثار جان و ... هیچ دریغی ندارم.

زمانی که قدم اول را در این راه برداشتم به نیت لقای خدا و شهادت بود، امروز بعد از گذشت این مدت

راغب‌تر شده‌ام که این دنیا محلی نیست که دلی هوای ماندن در آن را بنماید.

خدایا شاهدی که لباس مقدس سپاه را به این عشق و نیت به تن کردم که برای من کفنی

باشد آغشته به خون....

ادامه در پشت سنگر ...




پشت سنگر...

طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه، وصیت نامه شهدا، وصیت نامه شهید محمدرضا تورجی زاده،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه ۴ مهر۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

“درود بر امام امت، نايب بر حق امام زمان (عج) حضرت امام خميني كه هرچه داريم از وجود با بركت

ايشان است كه اسلام و امت اسلامي را بعد از هزاروچهارصدسال دوباره زنده نمود. قدر امام را بدانيد و

خالصانه پيروش باشيد، انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي امانت الهي هستند وظيفة همه ما پاسداري

از انقلاب و دستاوردهاي آن است. صلاح دنيا و آخرت ما در پيروي از ولايت فقيه مي باشد.

فعالانه در مسائل انقلاب و اجتماع شركت نماييد. حضور گسترده و آگاهانة مردم ضامن انقلاب و

اصول آن است. در نماز جمعه شركت كنيد و شعائراسلام را زنده تر كنيد”.




طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه، وصیت نامه شهدا، وصیت نامه شهید مجید پازوکی،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه ۲۸ شهریور۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

بسم ا... الرحمن الرحیم  

سـتایش خدای را که ما را به دین خود هدایت نـمود و اگر مـا را هـــدایت نمی کردما هـدایت

نمی شــدیم السلام علیک یا ثارا... ای چراغ هدایت و کشتی نجات ، ای رهبر آزادگان ،

ای آموزگار شهادت بر حران ای که زنـــده کردی اسلام را با خونت و با خون انــصار و اصــحاب

باوفایت ای که اسلام را تا ابــــد پایدار و بیمـه کردید . یا حسین(ع) دخیلم آقا جانم وقتی که

ما به جبهه می رویم به این نیت می رویم که انتقام آن سیلی که آن نامردان برروی مادر شیعیان

زده برای انتقام آن بازوی ورم کرده و گرفتن انتقام آن سینه ســــوراخ شده می رویم . سخت است

شنیدن این مصیبتها خدایا به ما نیرویی و توانی عنایت کـن تا بتوانیم بـرای یـاری دینت

بکار ببندیم . خدایا به ما توفیق اطاعت و فــرمانبرداری به این رهبر و انقـــلاب عنایت بفرما .

خـــــدایا توفیق شناخت خودت آنطور که شـــــهداء شناختند به  ما عطا فرما و شهداء را از ما راضـی

بفرمــا و ما را به آنها ملحق بفرما .خدایا عملی ندارم که بخواهم به آن ببالم ، جز معصیت چیزی ندارم

و الله اگر تو کمک نمی کردی و تو یاریم نمی کردی به اینجا نمی آمدم و اگر تو ستــارالعــیوبی را بر

می داشــتی میدانم کـه هیچ کدام از مردم پیش من نمی آمدند ، هیچ بلکه از من فرار می کردند

حتی پدر و مادرم . خدایا به رحمت و مهربانیت ببخش آن گناهانی راکه مانع از رسیدن بنده به تو

می شود . الهی العفو... 

بر روی قبرم فقط و فقط بنویسید ( امام دوستت دارم و التماس دعا دارم ) که میدانم بر سر قبرم

می آید.              

                                                                            سید احمد پلارک ظهر عاشورا 1365/6/24




طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه، وصیت نامه شهدا، وصیت نامه شهید سید احمد پلارک،
نوشته شده در تاریخ شنبه ۱۸ شهریور۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

بسم الله الرحمن الرحيم

و لا تَحسبنَّ الذينَ قُتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يُِرزقون قرآن کريم

يا نفس من بعد الحسين(ع) موني فبعده لا كنت ان تكوني 

اي نفس زندگي بعد از حسين(ع) ننگت باد ,مرگت باد. حضرت عباس(ع)

با شهادت بر يگانگي خداوند متعال و نبوت حضرت محمد (ص) وحقانيت خلافت و امامت 12 امام

معصوم(ع)و ولايت فقيه وصيت نامه خود را آغاز مي‌كنم.

با درود به رهبر كبير انقلاب و خانوادهاي شهدا و با درود به شهدانهضت جهاني اسلام از هابيل تا

كربلاي خوزستان.

هم اكنون كه قلم در دست گرفته‌ام و مي‌خواهم كلماتي را به عنوان وصيت بر روي كاغذ بنويسم،

دستم مي‌لرزد چون مي‌دانم كه من لياقت شهادت را ندارم و نمي‌دانم چرا....

ادامه در پشت سنگر ....




پشت سنگر...

طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه، وصیت نامه شهدا، وصیت نامه شهید حاج حسن تاجوک،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه ۷ شهریور۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

براي شما آرزوي صبر و استقامت و پيگيري اهداف اسلامي را دارم. ان شاءالله بتوانيد با كار و فعاليت

خود را بيش از پيش وقف راه خدا و اسلام كنيد. پيش بردن اسلام در جهان - جهاني كه پر از فسق و

فجور و خيانت ابرقدرت هاست - تلاش و ايثار مي خواهد، در راه امام حسين، - حضرت سيدالشهدا

(علیه السلام) - رفتن، حسيني شدن را مي خواهد.

... ان شاءالله در پيروي از راه امام امت خميني عزيز، كه همان راه خدا، قرآن و اهل بيت عصمت

و طهارت است موفق باشيد.




طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه، وصیت نامه شهید دقایقی، وصیت نامه شهید اسماعیل دقایقی،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه ۶ شهریور۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

اينجانب تيمور قائم مقامي فرزند سيدرضا به شماره شناسنامه ي 1198 کارگر شرکت ارج که با

ميل خود اين راه را انتخاب نمودم و عاشقانه اين راه را دنبال نموده و به فرياد امام امت لبيک مي گويم.

اميدوارم خداوند به پاس خون شهيدان کربلا و به پاس شهيدان اين زمان پرچم اسلام را سربلند و پرچم

کفر را سرنگون نمايد چون انسان خلق شده از طرف خداوند است و به طرف او بازمي گردد ولي مرگ

باعزت بهتر از زيستن ننگين است چون جدم اباعبدالله الحسين (ع) مي فرمايد:«من مرگ را به زندگي

با کفار ترجيح مي دهم ....».

برادران و خواهران انسان رفتني است و بايد دنيا را وداع نمايد. خدا ما را آفريد تا امتحان نمايد ما بايد از

آن امتحان قبول شويم اکنون من در صحراي ديگري هستم و راه حسين را قبول کردم. گرچه آن روز

نبودم که در رکابش باشم ولي باز هم عاشوراي ديگري آمده گرچه حسين نيست ولي نايب امام

زمان(عج) هست و ما به نداي امام خميني لبيک مي گوييم و با کفار مي جنگيم تا اسلام به پيروزي

برسد. براي هر مسلماني واجب است که در اين جنگ جهاد نمايد و به نداي امام امت لبيک گويد ...اي

مسلمانان اي برادرها با نفس هاي خود بجنگيد، نگذاريد بر شما غالب شود. نفس اماره ها را از خود

دور نماييد.....

السلام عليکم و رحمت الله و برکاته

سيد تيمور قائم مقامي 22/6/63




طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه، وصیت نامه شهید قائم مقامی، وصیت نامه شهید سید تیمور قائم مقامی،
نوشته شده در تاریخ شنبه ۴ شهریور۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

برادرانم! جهاد در راه خدا كار بسيار ارزشمندي است كه فقط خاصان و مقربان درگاه حق توفيق گام

نهادن در اين عرصه را پيدا مي كنند و حالا كه اين توفيق نصيب ما بندگان ناچيز گرديده است، بايد

بكوشيم تاخود را از هرگونه افكار مادي و دنيوي به دور نگه داريم، و با صدق و صفا و خلوص نيت در

جهت جلب رضايت پروردگار در اين راه گام برداريم و به طور يقين بدانيم كه مزد جهاد «شهادت» است

و مزد شهادت زندگي جاويد و نظر كردن به وجهه الله مي باشد. ما جهادگريم و جهادگر يعني شهيد

زنده، همين كه در جبهه حضور داريم، نفس مي كشيم، و به ياري برادران رزمنده مان مي شتابيم

و به آنان خدمت مي كنيم، جاده و سنگر و پل مي سازيم، خاكريز مي زنيم، و جان رزمنده اي را از

خطر تركش هاي دشمن حفظ مي كنيم، عبادت بسيار بزرگي است و بايد خداوند را شكر كنيم كه

اين توفيق باارزش را نصيب ما كرده است.




طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه، وصیت نامه شهید احمدی، وصیت نامه شهید سید هادی احمدی،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه ۲۶ مرداد۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

دختر عزيزم صفورا که هنوز تو را نديده ام، درست شبيه خبري را که قبل از تولد خواهرت سميه

شنيدم قبل از تولد تو نيز شنيدم يک افسر رشيد در کردستان... به شهادت رسيد و اين عجيب است

دخترم اکنون اين سطور را به مناسبت آمدن ميمون و مبارک تو به دنيا مي نويسم در جبهه ميمک

هستم، در پاسگاه فرماندهي خود در غرب کشور، فرماندهي ميمک شرقي را با گروه زرهي سلمان

عهده دار مي باشم و اگر خدا قبول کند در جنگ با کفار بعثي هستم. ...دخترکم نمي دانم موفق به

ديدارت مي شوم ياخير اگر لياقت شهادت را پيدا کردم و به فيض عظيم شهادت رسيدم، شما را نمي

بينمت. زيرا نه من خاک پاي اين همه شهداي گمنام و مشهور هستم و نه تو از ديگران برتر و

بالاتري.دوستان خود افرادي چون شهيد سرتيپ نامجو، شهيد کلاهدوز، قائم مقام فرماندهي کل

سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شهيد حسن آيت، شهيد عباسعلي، را که از نزديک تک تک آنها را

مي شناختم و سال ها با هرکدام دوست يار و همدل و همفکر و هم خانه بوده ام به ياد مي آورم و

يا اين همه شهدا و خانواده هاي شهيد داده و بچه هايي که پدر يا برادر از دست داده اند در نظرم

مي آيد که بسيار هم عزيزند و نحيف اما در برابر نعمات اسلام بسيار کم است.

لطف خدا هميشه شامل حال مؤمنان است و البته آنها همگي غرق در رحمت حق و اي کاش

شفاعت من گناه کار و تقصيرکار بنمايند.....

دخترم انشا الله در آينده بايد قدر اسلام و انقلاب را بدانيد، ما که جواني مان بيشتر در رژيم طاغوت

سپري شد که البته بحمدالله آلوده به طاغوت نشديم گرچه در دستگاه طاغوت بوديم، اگر شهيد شدم

که شما بايستي متکي به خود باشيد و به اسلام و به قرآن رو کنيد و اسوه شما فاطمه زهرا (س ) و

اگر لياقت شهادت را نداشتم، به ياري خداوند در تربيت اسلامي شما کوشا خواهم بود.....

 التماس دعاي خير از همه دوستان و آشنايان که خداوند از سر تقصيرات من عاصي درگذرد.

62/7/11 سال 10:5 گيلانغرب

دخترم تو را سفارش مي کنم به ...

اي امام، اي ابرمرد، سلامم را پذيرا باش و برايم دعا کن.من 8 ماه در دفتر شما در خدمت بودم دعا

کن که در صف شهدا قرار گيرم.اي زاده حسين، اي نائب امام زمان با خونم، وفاداريم را به راه تو که

همان راه خداست امضاء خواهم نمود.و يا به ياري خدا پيروزي به ارمغان خواهم آورد، انشاالله...

سميه عزيزم، براي تو چه بگويم، همين قدر بدان که تو را سميه ناميدم، شايد زمان ما را نتواني به ياد

آوري و اصلا نتواني تصور بکني که امام خميني چه کار با عظمتي انجام داد. دخترم تو را سفارش مي

کنم به قرآن و کوشش در راه خدا که تنها راه سعادت و کاميابي است. خيلي دوستت دارم، کوچک

شيرين زبانم حتي بيشتر از آنچه که تو مرا دوست داري، دل کندن از تو مشکل است ولي هرگز مانع

رفتن براي خدا نيست.




طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه شهدا، وصیت نامه شهید احمدبگی، وصیت نامه شهید یعقوب احمدبگی،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه ۱۹ مرداد۱۳۹۱ توسط خادم الشهداء

بسم‌الله‌ الرحمن‌ الرحیم‌

سلام‌ بر مولا و سرورم‌ سیدالشهدا، امام‌ حسین‌(ع‌) و برادرش‌ اباالفضل‌العباس‌(ع‌).

سلام‌ بر سید و مولایم‌ حضرت‌ صاحب‌ العصر والزمان‌، امام‌ مهدی‌ منتظر(عج‌).

سلام‌ بر زنده‌ كننده‌ قیام‌ مسلمانان‌ و بنیانگذارانقلاب‌ اسلامی‌ مبارك ‌ایران‌، امام‌ خمینی‌(ره‌).

سلام‌ بر رهبر امت‌ اسلامی‌ و ولی‌ امر مسلمین‌ حضرت‌ آیت‌الله‌ سیدعلی‌خامنه‌ای‌(دام‌ ظله‌).

سلام‌ بر سیدالشهدای‌ مقاومت‌ اسلامی‌ "شهید سیدعباس‌ موسوی‌" وشیخ‌ الشهدایمان‌ "شهید

شیخ‌ راغب‌ حرب‌".

سلام‌ بر رهبر عزیز، حضرت‌ حجت‌‌الاسلام‌ و المسلمین‌ سیدحسن‌ نصرالله‌(دام‌ ظله‌).

سلام‌ بر مجاهدان‌ مقاوم‌ و قهرمان‌ شجاع‌ِ مقاومت‌ اسلامی‌. رحمت‌ وبركات‌ خداوند بر آنها.

مولای‌ من‌، یا اباعبدالله‌(ع‌)!

ادامه در پشت سنگر ...




پشت سنگر...

طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه شهید منیف اشمر،
طراح قالب